تبليغاتX
خانه آفتابی

                                    هر دَم از این باغ بَری (خبر تلخی) می رسد...

پیش از این فیلترینگ رسانه های کمپین یک میلیون امضاء، محدود به چند سایت مطرح بود. اما در ۲۸ اردیبهشت ماه ۱۳۸۷، حکومت اسلامی در اقدامی همزمان، 13 سایت و وبلاگ کمپین، در سراسر ایران و خارج از ایران فیلتر نمود. اسامی این سایت ها و وبلاگ ها عبارتند از:  کمپین یک میلیون امضاء در آلمان،  کالیفرنیا، قبرس، کویت، سایت مردان برای برابری، فعالان کمپین در مشهد، و همچنین سایت های کمپین یک میلیون امضاء در اراک، اصفهان، رشت، زاهدان، شیراز و کردستان به طور همزمان «فیلتر» شدند.

                                                                        

لازم به یادآوری است که تاکنون اکثر وب سایت های متعلق به کمپین یک میلیون امضا، یا سایت های مرتبط با آن فیلتر شده است. برای نمونه سایت «زنستان» پس از 7 بار فیلتر شدن و تغییر آدرس، سرانجام به طور کامل مسدود شد. وب سایت «کانون زنان ایرانی» 3 بار، سایت «تغییر برای برابری»، 11 بار، سایت مدرسه فمینیسیتی، کردها در کمپین، و کمپین در شیرازهر کدام دوبار و ویلاگ کمپین در آذربایجان یک بار فیلتر شده است. چرا؟

- چرا اعضاء کمپین و هواداران آن در تجمعات مسالمت آمیزی که هدفی جز درخواست رفع قوانین تبعیض آمیز (در چارچوب همان قوانین فقهی اسلام) علیه زنان بود، چنان سرکوب و دچار ضرب و شتم، و دستگیری و زندان، و محکومیت به شلاق و ممنوع الخروج شدن و پرداخت وثیقه های کلان برای آزادی موقت خویش شدند؟

- چرا رژیم اسلامی در ایران، فعالیت آشکار و صلح جویانه اعضاء کمپین و هوادارانشان را در پخش آگاهی میان زنان و مردان در جهت آشنایی با حقوق انسانی زن یا در جمع آوری ی امضاء در اماکن عمومی و در روز روشن، "اقدام علیه امنیت کشور" اعلام کرده و با آنان همچون گروه های مخفی سیاسی و چریک های مسلح برخورد می کند؟

- چرا رژیم اسلامی در ایران، در برابر حرکت آشکار و برابری خواه ِ کمپین یک میلیون امضاء که نه هدف و نه توان ِ دگرگونی ی رژیم را دارد، و نه مخالف دین اسلام و مذهب شیعه است، واکنش تند نشان می دهد و حتی تمام سایت ها و وبلاگ های آنان را که فقط سرشار از روشنگری نسبت به وضع زنان تحت ستم و آگاه ساختن زنان از حقوق انسانی شان است، سانسور و سرکوب و فیلتر می کند؟

- چرا رژیم اسلامی در ایران، بر تمام پیشرفت ها و دست آوردهای قابل ملاحظه زنان در همه زمینه ها و رشته ها چشم برمی بندد، و تمام سعی خود را در جهت راندن زنان به خانه ها، یا فروبردن چند تارِ موی سر به زیر حجاب، یا قد روپوش یا نوع کفش و جوراب زنان کرده است؟

- چرا رژیم اسلامی در ایران برای جلوگیری از راه یافتن دختران به دانشگاه ها طرح سهمیه بندی ی جنسیتی را مطرح می کند؟

- چرا سن ازدواج برای دختران به ۱۳ و به گفته ای ۹ سال تقلیل یافته است؟ چرا ازدواج یک دختربچه با مردی همسن پدر بزرگش تقبیح و غیرقانونی اعلام نمی شود؟ چرا آزار و اذیت زنان ممنوع نیست و مجازات قانونی ندارد؟ چرا مرد می تواند به دلخواه خود زنش را طلاق دهد، یا همسر دوم اختیار کند؟ چرا مادران مطلقه نباید حق حضانت اطفال خود را داشته باشند؟ چرا مادران بی سرپرست، از سرپناه و حقوق دولتی و بیمه درمانی ی مجانی محروم اند؟ چرا اجازه ازدواج یک دختر بالغ و عاقل به دست پدر یا قیم اوست؟ چرا زنان بدون اجازه کتبی شوهر یا پدر حق خروج از کشور و سفر به خارج از ایران را ندارند؟ چرا قضاوت دو زن برابر با قضاوت یک مرد است؟ چرا پول خون زن نصف پول خون مرد است؟ چرا دختر نصف پسر ارث می برد؟ چرا از نظر رژیم اسلامی، زن موجودی خطرناک است؟ چرا رژیم اسلامی در ایران از بدو قدرت گرفتن، با توجه به نقش عظیم زنان در انقلاب، کوشید تا بهر طریق آنان را سرکوب کند و به خانه ها براند؟ چرا رژیم حجاب را برای زنان اجباری کرد؟ چرا زنان را از داشتن حق قضاوت محروم کرد؟ چرا ختنه زنان که اخیراً بوضوح در کردستان شناخته شده، ممنوع نمی شود؟ آزادی ی زن چه تضادی با رژیم اسلامی در ایران دارد؟

- چرا برخی زنان مُجری قوانین ضد زنی هستند که مردان آن ها را وضع کرده اند؟ چرا برخی زنان حتی مادران بر دختران خویش سخت می گیرند و تا حد سرکوب آنان عمل می کنند؟ چرا برخی زنان تن به همسر دوم بودن یا رابطه داشتن با مرد متأهل می دهند؟ چرا برخی از زنان خواسته یا ناخواسته تابع مردان هستند؟

- چرا برخی از مردان باسواد و انسان دوست و مساوات طلب، معتقد به تساوی زن با مرد نیستند؟ چرا برخی از مردان با نهضت های زنان مخالف اند؟ چرا برای بسیاری از مردان نهضت زنان کلمه ای خطرناک است که آشنایی دختران و زنان خود را با آن ممنوع می کنند؟ چرا برخی از مردان، زن را جزو ملک طلق خود می دانند؟

- ماهیت رژیم اسلامی در ایران چیست؟  آیا امکان روی کار آمدن چنین رژیمی در کشورهای دمکراتیک و آزاد وجود دارد؟ چرا آمیختگی ی دولت با دین یا ایدئولوژی های وحدت خواه، به هر شکل، خطرناک و مضر به حال جامعه است؟ 

- سرچشمه مخالفت با زن از کجا یا در کجاست؟ آیا واقعاً مغز زنان کوچکتر از مغز مردان است؟ آیا شعور و قدرت درک زنان کمتر از مردان است؟ آیا زنان نیازمند قیم هستند؟ اگر زنان قادر به تشخیص خوب و بد نبوده و خودشان قادر به تصمیم گیری در باره اعمالشان نیستند، پس چرا اگر عمل خلافی (مطابق با هر تعریفی) از آنان سربزند، مجرم تلقی شده و همانند یک مرد دستگیر، زندانی، محکوم به شلاق خوردن و سنگسار شدن و انواع مجازات ها حتی اعدام می شوند؟ 

دها پرسش دیگر نظیر سئوالات فوق ما را موظف می کند تا در پی ی یافتن پاسخ های مناسب برای آنها باشیم. 

+ نوشته شده توسط پرتو نوری علا در 18 May 2008 و ساعت 12:34 |

باور نکردنی است، دردناک است، اما حقیقت دارد

آقای سید علی خامنه ای!

 لطفاً سری به آدرس زیر بزنید و ببینید کنار چشم و گوش شما، سهل انگاری مقامات مسئول چه بر سر بچه های معصوم ما آورده است

http://floppy98.blogspot.com/2008/05/blog-post.html

آیا شرم آور نیست که هنوز سر این دخترکان لچک می کنند. او دیگر نیازی به حجاب ندارد. رژیم اسلامی بر صورت او حجابی دوخته که برداشتنی نیست. کجا هستند پزشکان جراحی پلاستیک که در اروپا و آمریکا زندگی می کنند، و هر شش ماه یکبار به ایران می روند تا سر و صورت و تن مراجعه کنندگانشان را که از ماه ها قبل نوبت گرفته اند جوان و زیبا کنند. می شود از آنها خواهش کرد، یکبار هم که شده دست از پر پول کردن جیب هاشان بردارند و زندگی را به این معصومان بازگردانند؟

 
+ نوشته شده توسط پرتو نوری علا در 11 May 2008 و ساعت 22:18 |

اگر مایل اید تاریخ و حوادث واقعی ی انقلاب راستین و شکوهمند مردم ایران را در ۳۰ سال پیش بدانید، به آدرس زیر مراجعه کنید.

                   ناگفته های انقلاب پنجاه و هفت          http://enghelab-57.blogfa.com/

                              آقای طالقانی بر مزار دکتر محمد مصدق در14 اسفند 1357

"ناگفته های انقلاب پنجاه و هفت" وبلاگی تاریخی در باره رخدادهای واقعی و افرادی است که در روی کار آمدن انقلاب مردم ایران که در ابتدا به راستی برای رفع ظلم و ایجاد عدالت و برابری شکل گرفته بود، نقش اساسی داشتند. کسانی که خیلی زود با اتهامات گوناگون اعدام شدند یا مثلاً به مرگ های طبیعی مردند. این وبلاگ، حوادث و رخدادهای واقعی را که به تدریج کمرنگ و محو می شوند، و در کتابهای تاریخ امروز ایران، غیرواقع و قلب شده می آیند را زنده کرده است. تاریخی که نسل جوان آن را ندیده و تنها تحریف شده اش را در کتابهای درسی اش خوانده است. آشنایی با مطالب این وبلاگ را به همه علاقمندان تاریخ واقعی ی انقلاب با شکوه و حقیقی ی مردم ایران توصیه می کنم.  

                                  فاجعه سینما رکس آبادان و شناخت مسببین واقعی ی آن

+ نوشته شده توسط پرتو نوری علا در 30 Apr 2008 و ساعت 8:43 |

به مناسبت روز جهانی زن مصاحبه ای در صدای آمریکا، برنامه زن امروز داشتم که می توانید آن را در آدرس زیر ببینید

video

http://www.youtube.com/watch?v=WbDBuOVmKeg&feature=related

+ نوشته شده توسط پرتو نوری علا در 29 Apr 2008 و ساعت 10:8 |

نامه ی سر گشاده از دکتر اسماعیل نوری علا به آقای سید علی خامنه ای به مناسبت سفر به استان فارس در سایت اینترنتی ی سکولاریسم نو

آقای سيد علی خامنه ای!

اگرچه دون شأن من ـ بعنوان يک نويسندهء گريخته از جهنم حکومت اسلامی ـ است که «دنيادار» ی چون شما را مخاطب قرار دهم، و اگرچه می دانم در بين نزديکان و اطرافيان شما آدم با جنمی پيدا نخواهد شد که اين نوشته را به ديد شما برساند، اما، در آستانهء سفر هفتهء آينده تان به استان فارس، فکر کردم چند نکتهء با اهميت ـ از نظر خودم ـ را با شما در ميان بگذارم.........

 

http://www.newsecularism.com/

+ نوشته شده توسط پرتو نوری علا در 25 Apr 2008 و ساعت 20:52 |

                       تو کتابا

                     
       

 

تُو کتابا، شاخه‌ها سبزن وُ سبز    
آسمون، آبی‌ی آبی، بی‌غروب

گُلای باغچه همه سُرخنُ سرخ

زندگی ترانه‌هایِ خوبِ خوب

 

تا کتابا‌رو می‌بندم             همه‌جا جنگه‌وُجنگ

صدای ناله وُ زاری           صدای توپ‌وُ تفنگ

تا کتابا‌رو می‌بندم             ستاره دور‌ ميشه

ماه ميره اونورِ ابرا           شبا بی‌نور ميشه

تُو کتابا، بچه‌ها شادن وُ شاد
عاشقا پُر شدن از همنفسی

تُو کتابا، همه جا عدلِ وُ داد

روزِ رؤيايی‌ی فريادرَسی

تا کتابارو می‌بندم              شاديا پاک ميشن

بچه‌های در به در             مهمونای خاک ‌ميشن

تا کتابا‌رو می‌بندم             ستاره دور‌ ميشه

ماه ميره اونورِ ابرا           شبا بی‌نور ميشه


تو کتابا ننوشتن عاشقای همنفس
           يه پناه، يه کنجِ خلوت ندارن

آدمای آس‌ وُ‌ پاسِ ِ صناری
           خونه‌ای جز شب‌وُ ظلمت ندارن

تُو کتابا ننوشتن که يه مشت آدم سير
            روزی‌ی گرسنه‌ها رَم می‌بَرَن

اگه ميشد پَر کشيد به آسمون
           نقره ستاره‌ها رَم ميخَرَن

            تُو کتابا، شاخه‌ها سبزن وُ سبز
            
آسمون، آبی‌ی آبی، بی‌غروب

           گُلای باغچه همه سُرخنُ سرخ
           
زندگی ترانه‌هایِ خوبِ خوب


          تا کتابا‌رو می‌بندم             ستاره دور‌ ميشه

          ماه ميره اونورِ ابرا           شبا بی‌نور ميشه


+ نوشته شده توسط پرتو نوری علا در 25 Apr 2008 و ساعت 12:52 |

پس از آزادی خدیجه مقدم از اعضای کمیته مادران کمپین یک میلیون امضا، مادران صلح و فعال زیست محیطی و جامعه مدنی،نوشین کشاورز با او گفتگویی داشته که متن آن را می توانید در آدرس زیر بخوانید

                                               

                                        خدیجه مقدم: به من گفتند می خواهیم چوب لای چرخ کمپین بگذاریم

http://www.change4equality.com/spip.php?article1886

       

+ نوشته شده توسط پرتو نوری علا در 23 Apr 2008 و ساعت 5:10 |

 در روز چهارشنبه شانزدهم آپریل ۲۰۰۸ آقای احمد بهارلو در رسانه صدای آمریکا در بخش "میز گردی با شما" با من مصاحبه ای داشتند که می توانید آن را در این جا ببینید.

                      

http://www.youtube.com/watch?v=5uKv2y-wMv0&eurl=http://noorialapartow.blogfa.com/

 

+ نوشته شده توسط پرتو نوری علا در 21 Apr 2008 و ساعت 12:8 |

نشر الکترونیک سایت اثر، به سردبیری آقای شاهرخ رئیسی

 مجموعه داستان مرا به نام "مثل من" منتشر کرده است

http://asar.name/1980/04/mesle-man-one-book-partow-nooriala.html

+ نوشته شده توسط پرتو نوری علا در 14 Apr 2008 و ساعت 0:15 |

یک فعال عقیدتی دیگر به علت کوشش های مسالمت‌آمیزش در راه برابری حقوق زنان ایران بازداشت شد.

                                               

بانوی فرهیخته خانم خدیجه مقدم، از مدافعان حقوق زنان ایران در کمپین یک میلیون امضا است که برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز نسبت به زنان فعالیت می کند. همچنین ایشان عضو کمیته مادران صلح است که هدفی جز رفع هر نوع خشونت و جنگ و ستیز ندارد. خانم مقدم در روز هشتم اپریل دو هزار و هشت، در منزلش از طرف نیروهای امنیتی ایران بازداشت شد. ایشان یکی از ده ها تن از اعضاء کمپین زنان است که با اتهام واهی «تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت  ملی» بازداشت و زندانی شده است. دو تن دیگر از اعضای کمپین، خانم‌ها روناک صفارزاده و هانا عبدی، که هفت ماه پیش دستگیر شدند هم اکنون در زندان سنندج به‌سر می برند. 

http://www.iran-emrooz.net/index.php?/news1/15758 /


 

+ نوشته شده توسط پرتو نوری علا در 12 Apr 2008 و ساعت 19:11 |

چند روز پیش سیمین بهبهانی را در مصاحبه ای تلویزیونی دیدم که می گفت:

              "دیگر قادر به دیدن نیستم، چشمهایم فقط دِکوراند."

 

بهارانه

 

تقدیم به: سیمین بهبهانی و چشمهایش

 

چشم هایت سیراب ِ شبنم

از آغوش شب به درمی آیند

و نگاهت - تُرد وُ تازه-

          پخش می شود

در تکه ای از آفتاب که هنوز

هِلال ماه را در خود دارد.

 

به قطره بارانی

جوانه می زند درخت،

و ساقه ی شکسته ی عشق

در نگاهِ بی تاب ِ تو

               سبز می شود؛

نهانخانه ی چشم ات

راز ِ تداوم ِ هستی را می داند.

 

گوهران ِ شبتاب اند چشمهایت

که می افروزند

ستاره های خاموش را

تا مرغان ِ گم کرده لانه 

در جغرافیای سرانگشتانت

از نو خانه بسازند.

 

فواصل ِ مکدّر

و سنگ های تیز ِ کُشنده

از برابر دیدگانت می گریزند  

زیرا سروده هات

- منتشر در باد-

سِرشت دریا را کامل کرده است.

 

تا تیره گی

بیداری ی چشم ات را نیآشوبد

پرتو نوری

تابیده از لابلای ی برگ ها،

بر مَقدَم اَت بهار می پاشَد؛

جهان، تازگی آغاز کرده است.

 

اینک تو می آیی

شانه به شانه ی خورشید

و از پس ِ پشت ِ پلک ات

زندگی را نفس می کشی؛

خوشا آذرخش

که مُروارید نگاهت را

آذین بسته است.

 

چهارم آپریل دو هزار و هشت میلادی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پرتو نوری علا در 8 Apr 2008 و ساعت 13:49 |
           سیمین بهبهانی میهمان شهر لس آنجلس
 
                                                                                            
                                  Click for Full Size View
                                        
+ نوشته شده توسط پرتو نوری علا در 8 Apr 2008 و ساعت 10:34 |

بهرام بیضایی، کارگردان سینما و تئاتر، فیلمنامه و نمایشنامه نویس قدرتمند و یکتای هنر و فرهنگ ایران، در پنجاه و هفتین سال خاموشی صادق هدایت، با استفاده از عناصر داستانی و شخصیت های آثار هدایت، روزهای آخر زندگی ی او را به نحوی بدیع روایت کرده است. این اثر استثنایی را در سایت روزنامک بخوانید.

http://rouznamak.blogfa.com/post-262.aspx

                           بهرام بیضایی

                            مقاله  ارزشمند "پس از صد سال سینمای ایران" از بهرام بیضایی را نیز در روزنامک بخوانید

http://rouznamak.blogfa.com/post-205.aspx     

+ نوشته شده توسط پرتو نوری علا در 7 Apr 2008 و ساعت 9:8 |

دوست شاعر و جوانم آقای وحید امیری، خواننده خوش صدا، از ایران چند شعر و ترانه برایم فرستاده است. با اجازه خودش، شعر زیبای "ماراتن عاشقانه" او را با هم بخوانیم.

               FREE Nature Wallpaper - Image #6

     ماراتن عاشقانه

 

شب و شتــاب رسیـدن به خط پایان ها

تلاقی ی همه ی رنگ ها و انســان ها

 

مـکان؛ حوالی ی برگ درخت در سـایه

زمان؛ حوالی ی بوسه به وقت باران ها

 

دوروزمانده به دریا دوروزمانده به عشق

بــهار لحظه ی مــن در دل زمـستــان هــــا

 

تویی که معجزه شــعر می شوی در من

درختهای جهان در صــف غزلخوان ها

 

به رنگ آبی ی فیروزه ای ست چشمانت

بنـــفشه های لبـانـت پُـر از گلستـــان ها

 

هوای خانه پُر از عطرهای دریایی است

صـــدای پای تو می آیـــد از خیـابان ها

 

تمــــام خاطــره ها مثـل ابـــر می بارنـد

دوباره نقطه،سر ِ خط؛ شروع توفان ها!

 

http://khiyaal.persianblog.ir/

 

+ نوشته شده توسط پرتو نوری علا در 4 Apr 2008 و ساعت 13:17 |

در سایت اینترنتی ی پیک ایران به تاریخ۱۵فروردین برابر با سوم آپریل ۲۰۰۸، مطلب مستندی از آقای دومانلو خواندم که توجه به آن در شرایط فعلی ی ایران  بسیار ضروری است. نظر شما را به خواندن این مقاله جلب می کنم.

http://www.peykeiran.com/article_body.aspx?ID=12335

+ نوشته شده توسط پرتو نوری علا در 2 Apr 2008 و ساعت 21:56 |