به دنبال آفتاب سمت تو می گردم؛ طلای گلبرگ وُ شفای حضور.
با این باور که ارتباط فرهنگی می تواند چشم انداز وسیعی در برابر ما بگستراند و از یکسونگری و تعصب فکری و رفتاری ما بکاهد، بر آن شدم تا با پربایی این وبلاگ و بازنشر آثار چاپ شده گذشته و همچنین انتشار کارهای جدیدم، در جهان بی کران اندیشه و هنر سهم کوچکی داشته باشم و از نقد و نظر شما نیز برخوردار گردم.
این شعر برگرفته از کتاب "از چشم باد است". شعری مربوط به ۲۷ سال پیش، زمانی که پاسداران به دانشگاه حمله کردند، بسیاری دستگیر و عده ای به جوخه های اعدام سپرده شدند و درب دانشگاه ها برای مدتی طولانی بر روی دانشجویان بسته شد.
+ نوشته شده توسط پرتو نوری علا در 19 Jan 2008 و ساعت
20:6 |
دانشگاه، چنان که از نامش برمی آید، محلی برای اعتلای اندیشه و روشنگری است. بدیهی است دانشجویی که ذهن و اندیشه ی خود را به تحصیل علم و دانش سپرده است در جستجوی حقیقت و در طلب آزادی و برابری نیز خواهد بود. واقعیتی که در تمام طول تاریخ روشنگری دیده شده است. و درست زمانی که در بسیاری از کشورها، دانشگاه مکانی برای آموختن و پرورش جسم و ذهن و اندیشه است و دولت ها به وجود دانشجویان مفتخرند، و استادان و مدرسین دانشجویان را به گفتگو، تبادل نظر، نقد و بررسی و فاش گویی دعوت می کنند، در کشور ما دانشگاه ها مکانی برای حضور نظامیان و مأموران خوفناکِ امنیتی و لباس شخصی هایی است که با حمله به دانشجویان و دستگیری آنان سعی در خاموش کردن صدای حق طلبانه شان دارند.
نظامی که قدرتش را بر شانه ی جوانان ایرانی برپا کرد، وعده هایش را بی عمل گذاشت و سه دهه در برابر دادخواهی ی آنان سرکوب را راه چاره دید، اینک به جان نسلی افتاده است که در دل خود پرورد بی آن که قادر باشد دروغ را به آنان بباوراند.
موج هجوم به دانشگاهها، بازداشت غیرقانونی دانشجویان، رفتار غیرانسانی با آنها در بازداشتگاه ها، و محروم کردن ایشان از داشتن وکیل یا دیدار با خانواده شان، و سرانجام قتل آنان در زیر شکنجه، همچون دانشجوی سنندجی، بار دیگر به ما یادآور می شود که با نظامی سر و کار داریم که تنها از طریق سرکوب و خفه کردن هر صدای مخالفی بر سلطه گری ی خود می افزاید. اما تاریخ نشان داده است که هرگز بنایی بر خرابی ساخته نمی شود و آبادانی با ویرانگری میسر نخواهد بود. خرابه سرانجام بر سر خراب کنندگانش آوار خواهد شد.
امروز وظیفه هر ایرانی ی داخل و خارج از ایران است که به صف زنان و مردانی بپیوندد که جز برابری و آزادی چیز دیگری طلب نکرده و جان خود را نیز بر سر آن داو گذاشته اند. ما می توانیم همگام و هم صدا با دانشجویان، معلمان، کارگران و نهضت های زنان برای رسیدن به آزادی و برابری، سدِ سرکوب و خفقان را درهم بشکنیم.
با امید به آزادی و پیروزی ملت ایران به صف حامیان ۱۰ بهمن می پیوندم.
"چهره خانه" نام یادداشت های پراکنده ی دکتر اسماعیل نوری علا، شاعر، نویسنده، منتقد، مترجم و پژوهشگر مسایل ادبی و اجتماعی-سیاسی ی معاصر است. این یادداشت ها هر هفته در سایت ادبی ی "اثر" به سردبیری آقای شاهرخ رئیسی منتشر می شود
چهره خانه
آثار منتشر شده از دکتر اسماعیل نوریعلا در سایت اثر را می توانید در آدرس زیر بخوانید:
سال 2008 میلادی ساعاتی دیگر از راه می رسد. سالی از آهن و پولاد، سال سبکبالی بر فراز ماه
امروز ۳۱ دسامبر آخرین روز سال ۲۰۰۷ میلادی است. سالی که گذشت پر از حوادث و اتفاقات باور نکردنی در سراسر جهان بود. روزهای پیشرفت بشر در عرصه های گوناگون ِ علم و دانش و روزهای جهل و خرافه و تعصب، روزهای وصلت های خواسته و ناخواسته، روزهای هراس، روزهای عاشق شدن، روزهای تولد،روزهای افزون طلبی ی اربابان نادان ِ جهان، روزهای جنگ، ترور، روزهای مرگ، روزهای بی خیالی و باری بهرجهت زیستن..... و باز روزهای عشق، عشق و زایش .... چه ترکیبغریبی است خصلت آدمی! آن که زندگی می بخشد و آن که می کُشد هر دو به حقانیت اندیشه و عمل خود باور دارند، بی لحظه ای تردید...
بودن کسانی را جشن بگیریم که با پویندگی ی هنرشان ما را زنده نگه داشته اند.
بهرام بیضایی تولدت مبارک!
پنجم دی ماه، سال روز تولد هنرمند بزرگ و با ارزش ادبیات نمایشی، تئاتر و سینمای ایران، بهرام بیضایی را به همه دوستاران هنر تبریک می گویم و مثل همیشه برای او عمر طولانی، ذهنی سرشار و قلمی سبز و پُر بار آرزو دارم.