تبليغاتX
خانه آفتابی

برای گيتی فتحی‌زاده که مرگ را بی‌غوغا پذيرا شد.

 

دوستی  



 درد، سينه‌ات را
 از هم می‌شکافد؛

 دارويی سبز رنگ

 از انگشتانه‌ای کوچک

 در دهانت فرومی‌چکد.

 آه می‌کِشی
 و پلک برهم می‌گذاری.
 
بقیه را در ادامه مطلب بخوانید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پرتو نوری علا در 27 May 2008 و ساعت 22:43 |

         صد سال به از این سالها

 

Picture of Poppies - Free Pictures - FreeFoto.com

 

پنج صبح در هفته

پنجاه هفته در صبح

خورشیدم در آینۀ اتوبوس ها

طلوع میکند

و هر روز در انتظار من است

Courthouse قدیمی

با میزی کوچک

گلدانی از بنفشۀ صحرایی

یک جلد فرهنگِ انگلیسی – فارسی

تَلی از احضاریه،

عدالتی گیج،

و زنگِ بی امان تلفن ها.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پرتو نوری علا در 18 Mar 2008 و ساعت 20:48 |

 

 tinypic.com/4kxakn8.jpgچهار رويش

۱ – بلوغ


بال وُ پَرِ پَروانگان وُ

 پيله‌های زردِ ابريشم.

 آشفته موی وُ برهنه‌پا، دخترک،

 سر در پی ی نسيم می‌گذارد؛

 بال وُ پَرِ کودکان وُ

 بازی‌های گمشده در غبارِ نور.

 کجاست دوازده سالگی

 با عروسک‌ها وُ طنابِ بازی وُ خانۀ مقوايی‌ام،

 و يک لکه خون؛

 حجابِ کودکی وُ آفتابِ بلوغ.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پرتو نوری علا در 28 Nov 2007 و ساعت 11:6 |
تو بوده‌ای، تو هستی، تو می‌مانی
تقدیم به سيمين بهبهانی

کلماتت برق می‌زند
و ماهِ تاريک وُ
آسمانِ خاکستری‌ی ايران را
رخشان می‌کند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پرتو نوری علا در 27 Oct 2007 و ساعت 18:10 |
                   عشق، پوشیده در سکوت


                               Your Image Thumbnail

               در سال هشتمین 

              عشق فرود آمد

               و طعم شور
                 غرقه در اندوه سالهای جدایی


               ته گلویم را سوزاند.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پرتو نوری علا در 22 Sep 2007 و ساعت 17:45 |

تو     TinyPic image

 

خیرگی ات

خیره سری ی اسکندر را مانَد

که به شبی زادگاهم را سوخت.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پرتو نوری علا در 11 Sep 2007 و ساعت 22:38 |

                              می خواهَمت

 

          به امید آشتی کنان شادی خانم عزیز با شعر معاصر ایران

 

                      Your Image Thumbnail

 

می خواهمت

رؤیای سبز شکفتن ها!

همراه باد

زخمه موسیقی وُ سکوت

می خواهمت

ای عشق نوظهور. 

 

               Your Image Thumbnail       

 

پریشانسر

 

میآیی وُ می تابی

و دانه رَونده پنهان

بی اعتنا به فصل سرد

در زیر پوستم جوانه میزند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پرتو نوری علا در 31 Aug 2007 و ساعت 12:34 |

                     به چشمداشت کدام ستاره؟    

تقدیم به جوانان مبارز ایران


با یاد جانهای خفته در خاک خاوران

http://www.peiknet.com/1386/07shahrivar/04/page/34HAHGHIGHATJU.htm

http://www.avayedaneshgah.blogfa.com/post-37.aspx

                   blue hills

........

وقتی بلوغ زودرَسَت

بر شانه‌های سرد خاک

تا پشت ميله‌های زنگ خورده
                   بدرقه می‌شد،

اندوه، باوری

در گُلِ سوخته گونه‌هايت بود،

و تاول پايت

در هذيان جاده‌ سر باز می‌کرد. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پرتو نوری علا در 30 Aug 2007 و ساعت 22:45 |

 مگر ماری؟

 

در تفسیر سورۀ یوسف آمده است که از میان جانداران،

تنها ماران صدای یکدیگر را نمیشنوند.

 

از ورای خطوطِ خاکستری ی مِه،

از پسِ پَر و پوش پرندگان

و سپیدی ی دندانها و پنجه ها

زمزمه های وحشی ات

بی تابم میکند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پرتو نوری علا در 15 Aug 2007 و ساعت 16:54 |

 

صد سال به از این سالها

 

پنج صبح در هفته

پنجاه هفته در صبح

خورشیدم در آینۀ اتوبوس ها

طلوع میکند

و هر روز در انتظار من است

Courthouse قدیمی با میزی کوچک

گلدانی از بنفشۀ صحرایی

یک جلد فرهنگِ انگلیسی – فارسی

تَلی از احضاریه، عدالتی گیج،

و زنگِ بی امان تلفن ها.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پرتو نوری علا در 15 Aug 2007 و ساعت 16:29 |